![]()
اسلام جوانمرد
نام سازماني: ياشار اروميه
محل تولد: اروميه
تاريخ و محل ملحقشدن: 1999 ـ شهيدان
تاريخ و محل شهادت: 2000 ـ زاگرس, هرکي



شهيد ياشار فردي تحصيلکرده بود. او همانند ميليونها کرد که در سال 1999 تحت تأثير جريان اسارت رهبر آپو قرار گرفتند, در تظاهرات محکوم کردن توطئه بينالمللي شرکت کرد و در همان سال به صفوف گريلا پيوست.
پس از دو دوره آموزش به کوههاي زاگرس (جيلو) رفت. تا سال 2000 نيز در جيلو ماند و سپس به هرکي رفت.
اين دلاور کرد داراي خصوصيات قابلتوجه و جالبي بود. وي مطلب يا چيزي را که ميدانست براي به انجام يا ثمررساندن آن, بسيار خستگيناپذير بود. با علاقه فراواني که داشت, فداکارانه و باارادهاي بسيار قوي گام برميداشت و پرماجراجو بود. در رفتار و حرکاتش خيلي طبيعي و صميمي برخورد ميکرد.
همچنين شهيد ياشار خود را اسير قالبها و دگماها نميکرد. هيچگاه کينه و نفرتي از رفيق خود به دل نميگرفت. در واقع, از آنها فرار ميکرد. او در عمل و پراتيک خيلي باحوصله و تحمل بود, از هر فداکاري و گذشتي رويگردان نبود و با روح خلاقي که داشت, براي چارهيابي و گرهگشايي کارساز بود.
خلاصه اينکه خصوصيات يک انقلابي پيشاهنگ را داشت. شهيد ياشار هميشه دوست داشت که در صف مقدم جاي بگيرد و براي جانفشاني و جايگرفتن در جنگ نفر اول بود.
او در سال 2000 که به "هرکي" رفته بود, همراه با دو رفيق ديگر براي انجام ماموريتي از کمپ آنجا خارج ميشوند. يک ساعت از دورشدن آنها نميگذارد که به کمين دشمن ميافتند. هنگامي که ميبينند هيچ راه فراري ندارند, مجبور به عقبنشيني ميشوند. اول, دو رفيق او عقبنشيني ميکنند و او با دشمن به جنگ ميپردازد تا که رفقايش به جاي سالمي برسند و سپس او هم به وسيله رفقايش خود را نجات دهد. اما در همان زماني که در حفظ و دفاع از رفقاي خود با دشمن ميجنگد, دشمن ناجوانمردانه او را به شهادت ميرساند. دشمن بيرحم و خونخوار ترک, پس از به شهادت رساندن او بر روي جنازهاش ميآيد و با کينه و نفرت پليدي که دارند جسد پاکش را تيرباران ميکنند.
او با همان روح فدارکاري و ماجراجويي که داشت, در کمين دشمن شهيد گشت و نشان داد که همچو پيشاهنگي بزرگ به آرمانها و هدفهاي خود پايبند و وفادار است.
روحش شاد و يادش گرامي